چند شعر کوتاه...
شعر کوتاه
مجموعه اشعار سیمین

به زودی نشر آرنا

اطلاعات بیشتر در وبلاگ شاعر
" نگاه مست "

///
77

موهایم

نیزه های بلند

جنگ که شروع شود

روسری ام راآتش می زنم


پوپک ریاضی
///
76

به باران ِ بی امان پاییز
هیچ روایت زردی
تا ابد نخواهد بود
تو بر امتداد زوالم
بهارباش


نیلوفر ثانی
///
75

یک جهان حرف دارد

یک جهان حرف

رد پای تو

در برف...


سید علی میرافضلی
///
74

ماندگار ست
بر حافظه ی ِهر کاشی ِآبی
رنگ سرخی ِماهی
که دراین حوض
نفس کشید


نیلوفر ثانی
///
73

این تنگنا که
زندگی اش مینامید
دود کش خانه یست
گرم...

زیباست
اما اگر خوب نگاه کنی
عمر یست که
به آهستگی دود می شود.


صولت رضایی
///
72

بر چهره‌ی زندگانی من
که بر آن
هر شیار
از اندوهی جانکاه حکایتی می‌کند
آیدا
لبخندِ آمرزشی‌ست

احمد شاملو

///
71

امان از دل‌ها
وقتی که دم می‌کنند
وقتی که می‌جوشند

امان از مادرها
وقتی در چهلم پسران‌شان
چای می‌آورند

محمود فرجامی

///
70

می گویی: شعرهایت غمگین اند!

عزیزم!

زنی که آبستنِ اندوه است

هرگز شادی نمی زاید!


نسترن وثوقی
///
69

برف از پشت شیشه
عشق از پشت این صفحه‌های مجازی.


سید علی میرافضلی
///
68

زندگی

شايد

آسانتر بود اگر هرگز نديده بودمت ...

کمتر اندوهبار بود

هربار که ما مجبوريم از هم جدا شويم ...

نگران نمی بوديم

برای بار بعد که بايستی باز جدا شويم

و بارهای بعدتر

بعدتر ...

زندگی شايد

ساده تر بود اگر تو را نديده بودم !

فقط ...

آن ديگر

زندگیِ من نبود ...

اريش فريد

///
67

خانۀ خالی لب هایم

در انتظار بوسه های عشق

خاک می خورد

و تو پیدا نمی شوی!


پرویز صادقی
///
66

من از خاطره ها می ترسم

همیشه به یاد می آورند

که دیگر نیستی!


پرویز صادقی
///
65

عشق

اتفاقی است شگرف!

بیفتد

برمی خیزم.

ناظر توحیدی ثمرین

///
64

نان گران شد

گنجشك ها

از جنوب شهر كوچ كردند


رضا محبي راد
///
63

کسی شبیه عشق از دور می آید

هوای آمدنش اما

چقدر ابری ست


نیلوفر ثانی
///
62

تو اگر بهار را صدا کنی، می‌آید

حتا اگر دل‌اَش

جا مانده باشد میانِ برف‌ها


رضا كاظمي
///
61

رازها از تاریکی بیرون نمی‌آیند
رازها بچه‌دار می‌شوند
بچه‌ها سنگین و پرآرزو

ناگهان می‌ایستی
به دیگران می‌گویی
کمرت گرفته است


سارا محمدی اردهالی
///
60

آن ها که تنها زندگي نکرده اند

نمي فهمند

که سکوت

چگونه آدم را مي ترساند

چگونه آدم با خودش حرف مي زند

نمي فهمند که آدم

چگونه به سمت آينه ها مي دود

در آرزوي ديدن يک همدم

اورهان ولی

///
.............. مطالب قدیمی‌تر >>