چند شعر كوتاه...

عشق درون ديگران نيست

بلكه درون خود ماست

ما آن احساس را بيدار مي‌كنيم

ولي براي اين‌كه بيدار شود

به ديگران نياز داريم

دنيا تنها زماني براي ما معنا دارد كه

بتوانيم كسي را براي شركت دادن در هيجاناتمان بيابيم

 

پائولو کوئليو ‏



ساده است!

تو نمی‌آیی

نفس کم می‌آید

دل می‌ایستد

ساده است مرگ

 

افشین صالحی



باران صبح

بر دفتر شعرم می‌بارد

مِه بر کلماتم موج می‌زند

می‌دانم زورقم

سراسر روز سرگردان خواهد ماند.



شمس لنگرودي

ديگر حتي فرصت دروغ هم برايم باقي نمانده است

وگرنه چشمانم را مي بستم

و به آوازي گوش مي دادم

که در آن دلي مي خواند

من تو را

او را

کسي را دوست دارم

 

حسين پناهي



همه‌ی دین‌ها

از طریق ارث به ما می‌رسند

مگر عشق

زیرا عشق

تنها دینی‌ست

که پیامبرانش را خود

می‌آفریند

 

سعاد الصباح



زنها نمي ميرند
زنهاي عاشق سرگردان مي شوند
درون زمان ، اتاق ، خانه مي مانند
زنهاي عاشق بسترشان پهن مي ماند
آغوششان باز
زنهاي عاشق نمي ميرند
تنها چشمانشان را مي بندند
نفس نمي كشند
قلبشان را نگه مي دارند
تا چشمان تو باز بماند
نفسهاي تو را بشنود
وقلب تو بزند
زنهاي عاشق سرگردان مي شوند
حول و حوش جهان يك مرد...

 

وداد بنموسى



تو بال باز می کنی،

به هوای پرواز!

 

من ِ خوشخیال اما،

آغوش باز می کنم باز...



سید محمد مرکبیان

زماني که براي خود مشروب ميريختم ، انديشيدم
که مشکل مشروبات الکلي در اين است
زماني که اتفاق بدي ميفتد
مينوشي تا فراموش کني
زماني که اتفاق خوبي ميفتد
مينوشي تا جشن بگيري
و زماني که هيچ اتفاقي نيفتاده
مينوشي تا اتفاقي بيفتد

 

چارلز بوکوفسکي



روياها نيز پير مي‌شوند
اما كشان كشان و پيوسته
پيش مي‌آيند
پا به پاي من
كه از ديرباز
دست در دست‌شان داشته‌ام

از ما كدام‌ يك پيش‌تر از پاي خواهيم افتاد
روياها
كه سايه‌‌ام مي‌انگارند ؟
يا من
كه واقعيت‌شان پنداشته‌ام ؟



شهاب مقربين

جايي  که قرار گذاشته بوديم همديگر را ديديم
نه در زماني که قرار گذاشته بوديم
من بيست سال زودتر آمده ، منتظر ماندم
تو آمدي ، بيست سال ديرتر
من از انتظار تو پيرم
تو از منتظر گذاشتنم جوان

 

عزيز نسين



مردن امر ساده اي ست
و از زندگي کردن بسيار آسان تر است
تمام خفقان مرگ
در مقابل يک شک
در مقابل يک حرص
در مقابل يک ترس
در مقابل يک کينه
در مقابل يک عشق
هيچ است

مردن امر ساده اي ست
و در مقابل خستگي زندگي
چون سفري است که در يک روز تعطيل مي کنيم
و
و ديگر هرگز باز نمي گرديم

 

نادر ابراهیمی



دلم ،

حافظه ی تو شده است.

به تو که دل می بندم

انگار ،

همه چیز فراموش می شود.

با این حال چیزی

در گوشم زنگ می زند

چیزی

مثل ِ

یک بمب ساعتی

که مرا ،

تکه تکه از جا می پراند.



سلبی ناز رستمی

چند وقتی ست که شعرهایم

ازتب وتاب افتاده اند

هیچ اتفاق تازه ای ،

مرا به تو مشغول نمی کند

باورکن ،

ازدل تا دهان حرف بسیار است.

اما انفجار این مغز کوچک ،

اعترافِ سختی نیست

که قرن ها ،

سال ها

به اندازه ی سرِسوزنی

اگر،

باورم داشتی؟!



سلبی ناز رستمی

داستانِ بلندِ تو را

کوتاه ‌‌می‌نویسم،

" تو خود بخوان حدیثِ مُفصَّل، از این مُجمَل " :

آمدی. ماندی. رفتی!



رضا كاظمي

کوچ مرغابیان را

دو برکه​ی متروک

دنبال می​کنند

بذر خار

ورم کرده

در پلک​ های دشت



صبا کاظمیان

زودتر از من بمير

يک کم زودتر

از من

تا تو اويي نباشي که مجبور است

راهِ خانه را تنها برگردد

 

راينر کُنسه



جهانی است

هر لحظه‌اش لینک در لینک

و تنهایی‌ام

همچنان ژرف در ژرف.



سید علی میرافضلی

دنیای جالبی است

معشوقه‌ها

نیامده در فکر رفتن‌اند

و عاشقان

نبسته به فکر به هم زدن!



سید علی میرافضلی

گیلاس‌ها را نصفه باید خورد

نیمی لبان تو

نیمی لبان من



سید علی میرافضلی

.............. مطالب قدیمی‌تر >>

Design By : Night Melody